بررسی حقوق زنان در ترکیه با توجه به قانون مدنی و اساسی ترکیه

زن و حقوق مدنی

  1. استفاده از حقوق مدنی
    براساس ماده 8 قانون مدنی تركیه : "هر شخص از حقوق مدنی استفاده می كند. بنابراین هر كس در حدود قانون به لحاظ داشتن اهلیت درحقوق و تكالیف مساوی است ."
    ماده مذكور تفاوتی میان زن و مرد نگذاشته است و استفاده از حقوق مدنی را حق همه افراد جامعه دانسته است . صلاحیت استفاده ازحقوق و تكالیف نیز مشمول همین حكم است .
    داشتن رشد، شرط اصلی صلاحیت استفاده از حقوق است . (ماده 10 .م .) و كسی رشید است كه 18 سال داشته باشد و یا ازدواج نماید.(ماده 11 .م .)
    بنابراین ملاحظه می شود كه سن رشد در زن و مرد برابر است و قانونگذار فرقی میان آن دو قائل نشده است.
  2. اقامتگاه قانونی
    می دانیم كه همه افراد باید اقامتگاه قانونی داشته باشند. اقامتگاه فرزندان و افراد محجور همان اقامتگاه ابوین و قیم است .اقامتگاه زن وشوهری هم كه با هم زندگی می كنند، همان اقامتگاه شوهر است . اما چنانچه زن جدا از شوهر زندگی كند، می تواند اقامتگاه جداگانه ای داشته باشد. (ماده 21 .م .)
  3. ازدواج
  4. سن ازدواج
    سن ازدواج در كشورهای دنیا یكسان نیست . همین وضعیت در مورد تركیه نیز صادق است . به طوری كه براساس ماده 88 .م . تركیه : "پسرتا اتمام 17 سالگی و دختر تا اتمام 15 سالگی نمی توانند ازدواج نمایند."
    بنابراین سن ازدواج در مورد دختر و پسر برابر نیست و دو سال فرق دارد. ضمناً حاكم می تواند در شرایط فوق العاده و به استناد یك دلیل بسیار مهم به ازدواج پسر شانزده سال تمام و دختر 14 سال تمام اجازده دهد. (ماده 88 .م .)
  5. دادن اذن نكاح
    براساس ماده 90 .م . تركیه ، فرزند بدون رضایت پدر و مادر یا وصی نمی تواند ازدواج كند و رضایت هر یك از آن دو یا وصی شان برای انجام نكاح كفایت می كند.
    در حقوق ایران ، فرزند دختر بدون اذن پدر یا پدر بزرگ نمی تواند ازدواج نماید و رضایت مادر و دیگران تأثیری در صحت ازدواج ندارد. امادر حقوق تركیه رضایت مادر نیز برای تحقق نكاح مؤثر است .
  6. ازدواج مجدد زن بعد از وفات شوهر
    زن در حقوق ایران بعد از وفات شوهر عده وفات می گیرد كه مدت آن 4 ماه است و در مدت عده نمی تواند با فرد دیگری ازدواج نماید. درحقوق تركیه این مدت 300 روز تعیین شده است كه در مورد طلاق و بطلان نكاح نیز لازم الرعایه است . اما چنانچه زن وضع حمل نماید،عده مذكور پایان می یابد. همچنین در صورتی كه زن و شوهری كه از یكدیگر جدا شده اند، بخواهند ازدواج مجدد نمایند، حاكم می تواند مدت مذكور را كاهش دهد. ماده 95 .م . تركیه )
    همان طوری كه ملاحظه می شود در حقوق تركیه زن و شوهر در صورت رجوع نیز باید مدت عده را رعایت نمایند و حاكم مخیر است كه مدت مذكور را كاهش دهد یا نه . اما در حقوق ایران ، زن و شوهری كه از همدیگر جدا شده اند، در صورت تمایل به رجوع ، نیازی به حكم دادگاه و رعایت مدت عده ندارند. همچنین مدت عده در طلاق و بطلان نكاح 300 روز نیست.
  7. بطلان ازدواج
    در حقوق تركیه چند همسری قانونی شمرده نشده است به طوری كه براساس بند اول ماده 112 "چنانچه یكی از طرفین (اعم از زن و مرد)در زمان اجرای مراسم نكاح متأهل باشند، ازدواج مذكور محكوم به بطلان است ." همچنین براساس بند 2 ماده مذكور، "چنانچه هر یك ازطرفین در زمان اجرای عقد نكاح مجنون و یا غیرممیز باشند عقل باطل است ."
    بنابراین براساس قانون مدنی آن كشور، چند همسری مجاز شمرده نشده است و زن و مردی كه بدون توجه به قانون با دیگری نیزازدواج نماید، عقدش باطل و فاقد هرگونه اثر حقوقی است . همچنین ازدواج با غیرممیز یا مجنون باطل شمرده شده ، این در حالیست كه درحقوق ایران ازدواج مرد متأهل با زن دیگر باطل نیست و صرفاً به رضایت همسر اولی بستگی دارد. همچنین ازدواج با محجور باطل نیست بلكه از موارد فسخ شمرده می شود. ازدواج با محارم (نسبی و سببی ) نیز از موارد بطلان نكاح است . (بند 3 ماده 112 .م . تركیه )
    ذكر این مطلب لازم است كه قانون تك همسری در پاره ای از نقاط تركیه رعایت نمی شود. چرا كه از نظر آنان صیغه شرعی برای صحت عقد نكاح كفایت می كند و برای انجام آن به امام جماعت محل مراجعه می شود كه به این نوع ازدواج ، "نكاح امام " می گویند. اضافه می شودكه اغلب مردم برای انجام عقد ابتدا به نزد امام می روند و بعد از آن برای ثبت ازدواج به مأمور رسمی ازدواج مراجعه می نمایند. اما از دیدگاه قانون مدنی ، برای صحت ازدواج رعایت موارد مذكور و مراجعه به دفتر ثبت ازدواج كه در شهرداری ها مستقر است كفایت می كند و نیازی به خواندن صیغه شرعی وجود ندارد.
  8. طلاق
    در قانون مدنی تركیه ، طلاق بدون دادخواست انجام نمی گیرد. بنابراین هر یك از زن و شوهر، برای جدایی از یكدیگر باید ابتدا دادخواست طلاق به دادگاه بدهد. در موارد ذیل هر یك از طرفین می تواند نسبت به تقدیم دادخواست طلاق به محكمه اقدام نماید:
    ـ ارتكاب زنا
    عمل زنا از اسباب درخواست طلاق است . بنابراین زن یا شوهر می تواند به استناد زنای همسر، دادخواست جدایی از وی را به داگاه تقدیم كند. حق درخواست طلاق از تاریخ اطلاع از ارتكاب زنای هر یك از همسران ، 6 ماه و به هر حال از تاریخ وقوع زنا نباید بیش از 5 سال گذشته باشد. در صورت عفو، اقامه دعوی مسموع نیست . (ماده 129 .م .)
    ـ قصد جان و رفتار سوء
    چنانچه هر یك از زن یا شوهر قصد جان یكدیگر را داشته یا رفتار سوئی داشته باشد، طرف زیان دیده می تواند به سبب آن در دادگاه اقامه طلاق نماید. مدت اقامه دعوا، 6 ماه از تاریخ اطلاع به سبب دعوی طلاق و در هر حال از تاریخ وقوع قصد یا رفتار بد حداكثر 5 سال است . درصورت عفو، دعوی مسموع نیست . (ماده 130 .م .)
    ـ ارتكاب جرم ترذیلی یا بی حیثیتی نسبت به طرف مقابل
    چنانچه هر یك از شوهر یا زن ، مرتكب جرم ترذیلی شود یا موجب بی آبرویی و عدم حیثیت طرف مقابل شود، زیان دیده می تواند نسبت به تقدیم دادخواست طلاق به دادگاه اقدام نماید. ماده 131 .م .)
    ـ ترك همسر
    ترك همسر نیز از اسباب درخواست طلاق است . بنابراین چنانچه هر یك از زن یا شوهر حداقل 3 ماه متوالی با هدف عدم انجام تعهدزناشویی منزل را ترك نماید؛ طرف مقابل می تواند نسبت به تقدیم دادخواست طلاق در محكمه اقدام نماید. دادگاه نیز می تواند به درخواست زیان دیده ، به طرف مقابل مدت یك ماه برای برگشت به منزل مهلت دهد. این اخطار به صورت اعلان انجام می شود. در صورت عدم بازگشت او، دادگاه نسبت به انجام طلاق حكم لازم را صادر می نماید. (ماده 132 .م .)
    ـ جنون
    دیوانگی نیز از اسباب حق درخواست طلاق است . به طوری كه براساس ماده 133 .م . تركیه ، چنانچه دیوانگی سه سال تمام استمرار داشته باشد و این وضعیت برای ادامه زندگی مشترك غیرقابل تحمل گردد، طرف مقابل می تواند به دادگاه درخواست طلاق بدهد. در قانون مدنی ایران جنون از موارد فسخ است . (ماده 1121 .م . ایران )
    ـ متلاشی شدن زندگی مشترك
    چنانچه زندگی مشترك در حد غیرقابل انتظار متزلزل گردد و این وضعیت تداوم داشته باشد، هر یك از طرفین می تواند نسبت به انجام طلاق اقامه دعوی نماید. (ماده 134 .م .)
    چنانچه كه ملاحظه شد:
    اولاً هر یك از زن و شوهر در صورت وقوع هر كدام از اسباب ذكر شده می تواند تقاضای طلاق نماید و دادخواست طلاق ویژه مرد نیست بلكه زن نیز از این حق برخوردار است .
    ثانیاً طلاق با حكم دادگاه انجام می شود. ضمن اینكه دادگاه با ملاحظه پرونده می تواند نسبت به صدور حكم طلاق یا جدایی اقدام نمایدكه در صورت حكم به جدایی (نه طلاق ) این مدت حداقل یك سال و حداكثر 3 سال خواهد بود. و در صورتی كه زوجین در مدت یاد شده به یكدیگر رجوع ننمایند، مدت جدایی پایان می یابد و زوجین به طور دائم از یكدیگر جدا می شوند.
    لازم به یادآوری است كه در حقوق مدنی ایران ، طلاق زوجه منوط به ذكر اسباب نیست اما زوجه خواهان طلاق باید در دادخواست خوددلیل مفارقت را قید نماید ضمن اینكه در صورت نبودن توافق برای طلاق در میان زوجین زن نمی تواند بدون اثبات عسر و حرج در محكمه از شوهر طلاق بگیرد. (ماده 113 .م . ایران )
  9. احوال شخصی زن مطلقه
    زن مطلقه ، بعد از طلاق نیز می تواند احوال شخصی خود را كه از ازدواج به دست آورده حفظ كند. اما نام خانوادگی زمان تجرد خود را مجدداًكسب می نماید. اگر زن مطلقه در حفظ نام خانوادگی زمان تأهل منفعتی دارد و ضرری متوجه شوهر نمی شود قاضی می تواند به تقاضای او،نسبت به حفظ نام خانوادگی زمان تأهل (نام خانوادگی شوهر) اذن بدهد. مرد در صورت تغییر شرایط می تواند از حاكم تقاضای رفع اذن فوق را نماید. (ماده 141 .م)
  10. درخواست نفقه بعد از وقوع طلاق
    براساس ماده 144 .م . "چنانچه هر یك از زن یا مرد به سبب وقوع طلاق متحمل فقر و تنگدستی شود و در وقوع آن قصور سنگینی نداشته باشد، می تواند از همسر به قدر وسع او به طور دائم درخواست نفقه نماید. اما مرد در صورتی می تواند از همسر تقاضای نفقه نماید، كه او مرفه باشد."
    ملاحظه می شود كه در قانون مدنی تركیه ، نفقه بعد از طلاق تأدیه می شود نه در دوران زندگی مشترك و پرداخت آن صرفاً به عهده مردنیست بلكه زن مرفه نیز در صورت معسر بودن شوهر هزینه زندگی او را تأمین می نماید. این پرداخت تا زمان رفع فقر و تنگدستی تداوم پیدامی كند. افزایش و كاهش میزان آن نیز نیازمند حكم دادگاه است . اما در قانون مدنی ایران پرداخت نفقه (در طول دوران زناشویی ) وکیل فقط به زوجه تعلق می گیرد و مشمول حال زوج نمی شود. (ماده 116 .م . ایران )
  11. حقوق و تكالیف زوجین
    زن و شوهر در طول دوران زناشویی حقوق و تكالیفی نسبت به یكدیگر و اعضای خانواده دارند كه ذیلاً بررسی می شود:
    ـ ریاست خانواده
    به موجب ماده 152 .م . تركیه : "ریاست خانواده با مرد است . انتخاب منزل و اعاشه فرزندان به شكل مناسب به او مربوط است ." در حقوق ایران نیز ریاست خانواده با مرد است و ولایت بر اولاد و تأمین زندگی آنان نیز به عهده اوست . (مواد 1105، 1114 و 118 .م . ایران )
    ـ تغییر نام خانوادگی همسر
    به موجب ماده 153 .م . تركیه : "زن ، نام خانوادگی شوهرش را بر خود می گیرد. زن برای تأمین سعادت مشترك ، در حد مقدور، معاون ومشاور شوهرش است . رسیدگی به منزل به عهده زن است ."
    ـ نمایندگی خانواده
    براساس ماده 154 .م . تركیه : "نمایندگی خانواده با شوهر است . درخصوص اداره اموال ، هر چند زن و شوهر اصول دیگری را پذیرفته باشند، اما در تصرفاتشان شوهر شخصاً مسؤول است ."
    زن نیز به موجب ماده 155 .م . "برای رفع نیازهای خانواده همانند شوهر دارای حق نمایندگی خانواده است ." اما "چنانچه زن دراجرای این امر كوتاهی نماید یا به شكل سوء به كار گیرد، شوهر می تواند این صلاحیت را به طور كامل یا جزاً از وی سلب نماید. سلب صلاحیت باید از طریق دفتر اسناد رسمی صورت بگیرد والا در مورد اشخاص ثالث ارزشی نخواهد داشت ." (ماده 156) البته "اگر زن به این سلب صلاحیت اعتراض نماید و دادگاه به بی سبب بودن سلب صلاحیت واقف گردد، می تواند نسبت به اعاده آن اقدام نماید." (ماده 157) و"چنانچه مرد صراحتاً یا ضمناً اذن نداده باشد، زن نمی تواند از صلاحیتی كه قانوناً كسب كرده ، تجاوز نماید." (ماده 158 .م .)
  12. شغل زن
    ماده 159 .م . كه در مورد شغل زن بود، به موجب تصمیم مورخ 29/11/1990 دادگاه قانون اساسی ابطال شد. بنابراین در مورد شغل زن حكم خاصی وجود ندارد و زن همانند مرد می تواند در كلیه مشاغل مجاز فعالیت داشته باشد. اما به موجب ماده 1117 .م . ایران "شوهرمی تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی كه منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع كند."
  13. صلاحیت دعوی
    به موجب ماده 160 .م . زن دارای صلاحیت دعوی است ، هر چند كه زوجین در اداره اموال خود روش دیگری را در پیش گرفته باشند. دردعاوی اشخاص ثالث نسبت به اموال شخصی ، شوهر مكلف به نمایندگی از سوی همسر است ."
    بنابراین زن خود می تواند اقامه دعوی كند. اما در مورد اموال ، چنانچه اشخاص ثالث طرح دعوی نمایند، شوهر به نمایندگی از وی دردعوی دخالت می كند و این نمایندگی جنبه الزامی دارد. لذا شوهر نمی تواند این نمایندگی را رد كند.
  14. حفظ وحدت خانواده
    به موجب ماده 161 .م .: "چنانچه هر یك از زوجین در انجام وظایف خانوادگی كوتاهی نماید یا دیگری را با خطر، خجالت و یا ضرر مواجه سازد، طرف زیان دیده می تواند مداخله حاكم را درخواست نماید.
    حاكم نیز، برای عمل به وظیفه طرف مقصر، به او اخطار می دهد. چنانچه اخطار مذكور نتیجه ای نداشته باشد، حاكم تدابیر مقرر در قانون را اتخاذ می نماید."
    برای رسیدگی به این گونه دعاوی محاكم صلح صلاحیت دارند.
  15. تعطیل حیات مشترك
    به موجب ماده 162 .م .: "چنانچه هر یك از زوجین به خاطر زندگی مشترك به لحاظ صحت ، شهرت و پیشرفت شغلی با خطر جدی مواجه شود، می تواند مسكن جداگانه ای را اختیار كند.
    زن و شوهر، در زمان اقامه دعوی طلاق یا جدایی ، حق دارند كه به طور جداگانه زندگی نمایند. چنانچه هر یك از زوجین دارای حق سكونت جداگانه باشد، حاكم در مورد میزان مشاركت آنكه باید هزینه زندگی دیگری را تأمین نماید، تصمیم می گیرد."
  16. كوتاهی شوهر در انجام وظایف خانوادگی
    به موجب ماده 163 .م .: "چنانچه شوهر در انجام وظایف خانوادگی اهمال نماید، شیوه زوجین درخصوص اداره اموال به هر ترتیب كه باشد، حاكم زن را به تأدیه تمام یا بخشی از دیون مشترك موظف می سازد."
    بنابراین تا زمانی كه شوهر در انجام وظایف خانوادگی كوتاهی نمی كند، مسؤولیت تأدیه دیون خانواده با اوست . چرا كه ریاست خانواده باشوهر است . اما در صورتی كه او در انجام وظایفش قصور نماید، حاكم به حكم ضرورت برای تأدیه دیون و انجام وظایف خانواده زن را مكلف می سازد.
    در حقوق ایران نیز پرداخت هزینه زن و اولاد به عهده شوهر است اما چنانچه شوهر نتواند به وظایفش عمل نماید، زن درخصوص حضانت و تأمین زندگی اولاد مشترك مسؤولیت پیدا می كند.
  17. اجرای جبری
    زن و مرد در دوران زندگی زناشویی وظایف مشتركی نسبت به یكدیگر دارند. اما این وظایف مشترك صرفاً در امور خانوادگی است و شامل همه امور انسانی نمی شود. بنابراین چنانچه "هر یك از زوجین در دوران زندگی زناشویی مشترك ، دیگری را به اجرای امری كه مغایر باوظایف زوجیت و خانوادگی است ، مجبور نماید، طرف زیان دیده می تواند به حاكم مراجعه نماید." (ماده 165 .م .)
    اما "در صورتی كه شخص ثالثی علیه هر یك از زوجین اجرای حكمی را تعقیب نماید، آن دیگری می تواند از مال خودش در حجز و یاافلاس همسرش مشاركت داشته باشد." (ماده 166 .م .)
  18. تصرف هر یك از زوجین در اموال یكدیگر
    به موجب ماده 169 .م .: "هر نوع تصرف حقوقی در میان زوجین جایز است . تصرف شوهر در اموال زن یا تصرف حقوقی آن دو در اموال مشترك ، بدون تأیید محكمه صلح معتبر نیست . همچنین ، التزام زن به شخص ثالث به نفع شوهرش مشمول این حكم است ."
  19. جدایی اموال زوجین
    "چنانچه زوجین در ضمن عقد ازدواج اصول مذكور در قانون را در مورد اداره اموال قبول نكنند و یا خلاف آن عمل نمایند، در میان آنهاجدایی اموال جریان پیدا می كند." (ماده 170 .م .)
    "قرارداد (عقد) ازدواج ممكن است قبل یا بعد از مراسم ازدواج منعقد شود. زوجین مكلف به قبول یكی از اصول مذكور در قانون مدنی هستند. توافق زوجین در مورد اداره اموال نمی تواند مخل به حقوق اشخاص دیگر شود." (ماده 171 .م .)
  20. شكل پیمان ازدواج
    "عقد، تعدیل و یا فسخ پیمان زناشویی باید به شكل رسمی باشد و طرفین و نمایندگان قانونی آنان آن را امضا نمایند." (ماده 173)
  21. حقوق مالكیت ، اداره و انتفاع
    زن و شوهر هر دو می توانند حق مالكیت ، اداره و انتفاع كلیه اموال خود را حفظ نمایند كه به آن جدایی اموال می گویند.
    "چنانچه زن اداره اموال خود را به شوهرش واگذار نماید، در این صورت فرض بر این می شود كه زن در طول دوران زناشویی ازحساب خواهی از شوهرش صرف نظر كرده و كلیه درآمدها و هزینه های اموالش را به شوهرش سپرده است .
    زن هر زمان كه بخواهد می تواند از حق اداره اموالش كه به شوهرش داده ، برگردد و برای باز پس گرفتن حق اداره ، اسقاط حق معتبرنیست ." (ماده 186)
  22. درآمد و منفعت
    به موجب ماده 189 .م .: "درآمد و منفعت هر یك از زن و شوهر به خودشان تعلق دارد."
  23. اشتراك همسر در هزینه های خانواده
    به موجب ماده 190 .م .: "مرد می تواند مشاركت زنش را در تأمین هزینه خانواده در حد متناسب بخواهد. در صورت اختلاف آنها در میزان اشتراك ، هر یك از آنان می تواند تعیین مقدار آن را از محكمه درخواست نماید."
  24. اشتراك اموال
    به موجب ماده 191 .م .: "زن و شوهر می توانند در قرارداد ازدواج اصول اشتراك اموال را بپذیرند."
    قبول اصول اشتراك اموال ، به منزله پذیرش حق تصرف آنان در اموال مشترك است . بنابراین زن و شوهر از زمان قید اشتراك در قراردادازدواجشان می توانند در اموال همسر نیز همانند اموال خود تصرف نمایند. این تصرف ، مسؤولیت آور نیز می باشد. بنابراین حق و تكلیف دركنار یكدیگرند و نمی توان حق تصرف را پذیرفت بدون اینكه مسؤولیتی متوجه زوجین (متصرف ) گردد. (مواد 216 و 215 .م .)
  25. رد ارث
    به موجب ماده 214 .م .: "هیچ كدام از زن و شوهر در زمان دوام زوجیت نمی توانند بدون رضایت دیگری از قبول میراثی اجتناب نمایند. درصورت امتناع از قبول یكی ، آن دیگری می تواند به محكمه صلح مراجعه نماید."
  26. پایان اشتراك اموال
    اشتراك اموال به دو صورت خاتمه می یابد:
    1ـ تقسیم قانونی (در صورت فوت هر یك از زن و مرد) (ماده 221 .م .)
    2ـ تقسیم عقدی (به موجب قرارداد مشترك ) (ماده 222 .م .)
    در صورت فوق هر یك از زوجین ، نصف اموال مشترك به همسر زنده و بقیه به وراث متوفی منتقل می گردد كه شامل شوهر یا زوجه نیزمی گردد.
  27. تمدید اشتراك
    زوجین می توانند قرارداد اشتراك را تمدید نمایند و همچنین می توانند اشتراك و مسؤولیت خود را علاوه بر اموال مشترك ، به درآمدها ومنافعشان نیز تسری دهند. (ماده 226 .م .)
    همچنین ، زوجین می توانند به اشتراك محدود در اموال رضایت دهند كه در این صورت اشتراك مذكور مشمول برخی از اموال به ویژه اموال غیرمنقول نخواهد بود. (ماده 232 .م .)
  28. ولایت
    ولایت والدین بر اولاد: همان طوری كه می دانیم در حقوق مدنی ایران ولایت اطفال به عهده پدر یا جد پدری است و مادر تنها حق حضانت بر اطفال را عهده دار است . بنابراین اداره امور حقوقی و اقتصادی فرزندان صغیر با پدر یا جد پدری است . از دیدگاه قانون پدر و جد پدری اولیاءقهری فرزندان محسوب می شوند. بنابراین تغییر ولی ممكن نیست و مادر نمی تواند نقش پدر را ایفا نماید. اذن ازدواج اولاد مؤنث نیز هرچند كه رشیده باشند، با پدر و جد پدری است . بنابراین دختر در صورت نداشتن پدر و جد پدری تحت ولایت مادر قرار نمی گیرد و می تواند بافردی كه موانع نكاح ندارد، بدون اذن مادر ازدواج نماید. (مواد 1043، 1180، 1183، 1184)
    اما در حقوق مدنی تركیه ، فرزند (اعم از دختر و پسر) در زمان صغر تحت ولایت پدر و مادر است . (ماده 292 .م .) اجرای ولایت نیز تازمانی كه زوجیت دوام دارد، به طور مشترك انجام می یابد و در صورت اختلاف ، رأی پدر معتبر است . (ماده 293 .م .) با وفات هر یك از زن و شوهر، ولایت به آنكه زنده است و در زمان جدایی آن دو، به آنكه نگهداری بچه را عهده دار شده است ، متعلق است . (ماده 294 .م .)
    نامگذاری بچه به عهده پدر و مادر است . فرزند موظف به اطاعت از پدر و مادر است . والدین نیز مكلف به تربیت فرزند به ویژه معلول وضعیف العقل هستند. (ماده 294 .م .)
    تربیت دینی فرزند به عهده پدر و مادر است . فرزند رشید در انتخاب دین آزاد است . (ماده 266). پدر و مادر حق تأدیب بچه را دارند. (ماده 267 .م .)
    پدر و مادر در حدود ولایت خود نسبت به فرزند، نمایندگی او را دارا هستند و در این حدود نیازی به رأی قاضی ندارند. (ماده 268 .م .)
    پدر و مادر در شرایط دوام ولایتشان ، اموال فرزند خود را اداره می كنند و در این خصوص موظف به دادن حساب و تضمین نیستند. اماچنانچه پدر و مادر به وظایفشان عمل نكنند، حاكم تصمیم مقتضی را می گیرد. (ماده 278 .م .)
    درآمدهای فرزند در وهله اول به خودش هزینه می شود، و اضافه بر نیاز او به هر یك از پدر یا مادر كه هزینه های خانواده به عهده اوست داده می شود. (ماده 281 .م .)
    همان طور كه ملاحظه گردید، زن و مرد هر دو در ولایت اولاد اشتراك دارند و فرقی میان آن دو نیست . درخصوص نفقه اولاد نیز فرقی میان پدر و مادر گذاشته نشده است و به ذكر یك ماده كلی اكتفا شده است . (ماده 315 .م .) بنابراین مادر نیز همانند پدر در نفقه اولاد سهیم است . البته این تكلیف در صورتی به عهده مادر است كه توان تأدیه نفقه را داشته باشد.
  29. ارث
    در حقوق ایران ، سهم الارث اولاد ذكور و اناث متفاوت است . دختر نصف پسر سهم الارث می برد. (ماده 97 .م .) اما در حقوق تركیه ، این تفاوت پذیرفته نشده است . به طوری كه مطابق صریح ماده 439 .م . تركیه : "فرزندان ، به طور مساوی ارث می برند."
  30. در مورد میزان ارث پدر و مادر نیز حقوق مدنی ایران به قاعده مذكور پایبند است یعنی سهم الارث مادر 12 پدر است . اما حقوق مدنی تركیه ، فرقی میان پدر و مادر نگذاشته است . به طوری كه مطابق ماده 440 .م .: "چنانچه متوفی فروع (اولاد) نداشته باشد، پدر و مادر وارث او خواهند بود. حق الارث آن دو برابر است ."
    "چنانچه متوفی نه فروع و نه پدر و مادر داشته باشد، وارثان او پدر و مادر بزرگش خواهند بود. آنان به طور مساوی ارث می برند." (ماده 441 .م .)
  31. ارث همسر
    به موجب ماده 444: "همسری كه در قید حیات است ، در قبال سایر وراث ، از همسر متوفی به نسبت ذیل ارث می برد:
    1ـ چنانچه ، با فروع متوفی (همسر) هم ارث باشد، 14 اموال متوفی را به ارث می برد.
    2ـ چنانچه با والدین متوفی یا فروع آن دو، هم ارث باشد،12 اموال متوفی را به ارث می برد.
    3ـ چنانچه با پدر و مادر بزرگ متوفی هم ارث باشد، 34 اموال متوفی را به ارث می برد.
    و در صورت نبودن هیچ كدام از آنان ، تمامی میراث متوفی را به ارث می برد."
  32. ارث فرزند خوانده
    قانون مدنی تركیه ، فرزندخواندگی را به رسمیت شناخته است . بنابراین می توان فرزند دیگری را تحت شرایطی به فرزندی قبول كرد.فرزندخوانده و فروع او نیز از پدر و مادرخوانده ارث می برند. به طوری كه مطابق ماده 447 .م .: "فرزند خوانده و فروع او، همانند فرزندحقیقی از شخصی كه او را به فرزندی قبول كرده ، ارث می برد."
  33. ارث دولت
    به موجب ماده 448 .م .: "چنانچه متوفی وارث نداشته باشد، اموال او به خزانه دولت منتقل می شود."

 

تماس با ما

بخش املاک    : 05392477858

بخش  تحصیلی  : 05364675307

بخش بازرگانی   : 05319596123

بخش ترجمه      : 05316958794

کانال رسمی تلگرام : @shayaninternational

نشانی ما : استانبول ، بیلیک دوزو محله

شجمهوریتخیابان ناظم حیکمت ساختمان

آلتین تاش اوکوتان پارک پلاک ٨۹ طبقه ۱۱

واحد ۶۷

ارتباط با ما

Cumhuriyet Mahallesi Atatürk Bulvarı

altın taş Okutan park binası  no :  89 

 kat 11  daire 67 Beylikdüzü istanbul

call.+90 5392477858

call.+90 5364675309

info@shayaninternational.com

شرکت شایان

شرکت  خدمات مهاجرتی شایان با مجوز رسمی و مدیریت توانمند که خود مترجم رسمی دادگستری و چندین محضر در استانبول است در نظر دارد که با دادن مشاوره های حقوقی در امر تجارت و انجام امور اقامتی و مهاجرتی و نیز خرید ملک و کارشناسی ملک شما از ادارات مربوطه شما را همراهی کرده  و در تمامی مراحل قانونی توسط مترجمان رسمی و وکلای حقوقی تا تحقق بخشیدن هدف شما عزیزان به صورت مرحله به مرحله در کنار شما دوستان باشد.

هر روز با اخبار و اطلاعات مفید ترکیه با ما در کانال تلگرام همراه باشید